از اینستاگرام پادان دیدن کنید Padan's Instagram

نقد «شاگرد شوالیه» قسمت سوم سریال شوالیه هفت پادشاهی

زمان مطالعه: 1 دقیقه

شاهزاده و گدا «فکر می‌کنم می‌تونستم توی جایی مثل این واقعاً خوشحال باشم.» آخ، اگِ بیچاره. زندگی آرام و روستایی اصلاً چیزی نیست که سرنوشت برایش کنار گذاشته باشد؛ چون همان‌طور که در دقایق پایانی قسمت این هفته با عنوان «شاگرد شوالیه» می‌فهمیم، اگ در واقع شاهزاده ایگون پنجم تارگرین است.

نقد قسمت سوم شوالیه هفت پادشاهی

«اِگ» (با بازی دکستر سول انسل) پسر شاهزاده میکار (سم اسپروئل) و برادر کوچک‌ترِ شاهزاده ایریون یک عوضی تمام‌عیار و همچنین استاد پیر، میستر ایمون از نگهبانان شب در سریال بازی تاج و تخت است. (داستان شوالیه هفت پادشاهی حدود ۹۰ سال پیش از وقایع سریال اصلی رخ می‌دهد.)

شوالیه‌گری واقعی؛ دفاع از بی‌دفاعان

این افشاگری درست بعد از آن رخ می‌دهد که دانک (پیتر کلافی) کاری را انجام می‌دهد که هر شوالیهٔ واقعی باید انجام دهد: به یاری بانویی در خطر می‌شتابد. در این‌جا، آن بانو تانسل، عروسک‌گردانی است که ایریون به خاطر نمایش عروسکی‌اش که در آن اژدهایی کشته می‌شود به او حمله کرده است.

از نظر ایریون، این نمایش چیزی در حد خیانت است؛ چرا که مرگ نماد خاندان حاکم تارگرین را به تصویر می‌کشد. (البته اگر نفرت آشکار مردم از تارگرین‌ها، مثل دیدگاه ریمن فاسوی، نشانه‌ای از افکار عمومی باشد، ایریون چندان هم در برداشت نمادینش بی‌راه نیست.) دانک حسابی ایریون را کتک می‌زند و اگر دخالت به‌موقع اگ نبود، احتمالاً نگهبان‌ها کار را تمام می‌کردند.

شوک بزرگ؛ نوچه‌ای که شاهزاده از آب درمی‌آید

دانک و دیگر غیرتارگرین‌های حاضر، با شنیدن این حقیقت که اگ نوچهٔ یک شوالیهٔ پرچینِ بی‌اهمیت در واقع شاهزاده‌ای از خاندان سلطنتی است، مبهوت می‌شوند.

اگرچه رفتار اگ در دو قسمت گذشته کمی مرموز و گریزپا به نظر می‌رسید، حالا همه‌چیز معنا پیدا می‌کند: چرا سرش را تراشیده («خودم زدمش، داداش. نمی‌خوام شبیه تو باشم.») و چرا این‌قدر دربارهٔ شوالیه‌ها و خاندان‌های بزرگ وستروس اطلاعات دارد.

سرخوردگی دانک از شوالیه‌گری؛ محور اصلی فصل

سرخوردگی تدریجی دانک از مفهوم شوالیه‌گری، خط داستانی اصلی او در این فصل است. اگر بذر تردیدهایش در قسمت دوم کاشته شد، دیدن تقلب آشکار و حساب‌شدهٔ ایریون در تورنمنت اشفورد و سپس مجازات بی‌رحمانهٔ تانسل، تیر خلاص بود. (تازه از دانک خواسته می‌شود در یک مبارزهٔ از پیش‌توافق‌شده هم شرکت کند!)

پیامدهای خطرناک یک مشت و یک راز

برای فهمیدن عواقب حملهٔ دانک به ایریون و همچنین روبه‌رو شدن دوبارهٔ اگ با خانواده‌ای که از آن‌ها فرار کرده بود، باید تا قسمت بعد صبر کنیم. (برادر بزرگ‌ترشان، شاهزاده دیرون، فعلاً ناپدید است.)

نقد قسمت سوم شوالیه هفت پادشاهی
تانزین کرافورد در قسمت سوم شوالیه هفت پادشاهی

لطافت پیش از طوفان؛ دلِ تپندهٔ قسمت

افشای هویت واقعی اگ که برای خوانندگان نوولاهای قصه‌های دانک و اگ نوشتهٔ جرج آر. آر. مارتین چندان غافلگیرکننده نبود آرامش یک قسمت ساده و شیرین را در هم می‌شکند.

اگ نگران زنده ماندن دانک در تورنمنت است، برای همین به‌تنهایی اسب او را تمرین می‌دهد و بعدتر، به شکلی بامزه، ترانه‌ای رکیک دربارهٔ زنی که پشت مردان را نوازش می‌کند، به یک سخنرانی انگیزشی دربارهٔ امید تبدیل می‌کند!

یک زوج دوست‌داشتنی در تاریخ وستروس

این لحظه‌های کوچک و دلنشین گفت‌وگوها، کمک کردن‌ها، شوخی‌ها، ساندویچ خوردن‌های ساده که با موسیقی ملودیک دن رومر همراه شده‌اند، دانک و اگ را به بازنده‌هایی دوست‌داشتنی تبدیل می‌کنند که نمی‌شود طرفشان را نگرفت. آن‌ها حالا به جمع ماندگارترین دو‌نفره‌های دنیای بازی تاج‌وتخت اضافه می‌شوند؛ در کنار زوج‌هایی مثل آریا و هوند، تیریون و بران، یا برین و جیمی.

جمع‌بندی نهایی

«شاگرد شوالیه» قوی‌ترین قسمت فصل اول شوالیه هفت پادشاهی تا این‌جاست. این قسمت، پیوند برادر بزرگ/برادر کوچک میان دانک و اگ را عمیق‌تر می‌کند و سپس با افشای شاهزاده بودن اگ، آن آرامش کوتاه را منفجر می‌کند. با این‌که لحظات پایانی قدرت زیادی دارند، اما این لحظه‌های صمیمیِ مراقبت دو انسان از یکدیگر است که قسمت سوم را به یکی از بهترین‌های سریال تبدیل می‌کند.

مجله پادان زمان پخش سریال شوالیه هفت پادشاهی را در آن صفحه اعلام می‌کند. برای اطلاع به آنجا سر بزنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *