شخصیت سیهورن بارها نشان داده که میخواهد «پیوند» را که انسانها را در یک ذهن جمعی واحد غرق کرده، معکوس کند. او حتی این را به «دیگران» هم گفته بود، پیش از اینکه دیر شود و خودش هم مثل آنها شود. «وینس گیلیگان» سازندهٔ سریال، ابزار زیادی در اختیار کرول نگذاشته و همین باعث شده «پلوریبوس» تا اینجا سریالی اعصابخُردکن باشد. البته از نوع خوبش. در «لطفاً، کرول» یک شیشه کوچک و یک سوزن سرنگ او را شگفتانگیز پیش میبرند… تا زمانی که دوباره همهچیز خراب شود.
کرول در قسمت چهارم «پلوریبوس» به خودش «تیوپنتال سدیم» تزریق میکند
پس از اینکه در قسمت قبلی به زوشیا نوشیدنی تعارف میکند، کرول کشف میکند که مست شدن یک نفر از «دیگران» روی کل «پیوند» تأثیری ندارد و فقط همان بدن تحت تأثیر قرار میگیرد. وقتی کرول در قسمت چهارم و با سکوت زوشیا متوجه میشود که راهی برای معکوس کردن پیوند وجود دارد، این دو اطلاعات ارزشمند را با هم ترکیب میکند.
کرول یک شیشهٔ «تیوپنتال سدیم» را از بیمارستان برمیدارد و با کمک یک کتاب درسی مقدار غیرکشندهٔ آن را پیدا میکند. سپس دارو را به خودش تزریق میکند و یک دوربین ویدئو روشن میگذارد تا خودش را ضبط کند. کاری که کرول انجام میدهد، این است که میخواهد مطمئن شود آنچه دربارهٔ این دارو خوانده، واقعیت دارد یا نه. او باید بداند آیا این دارو مثل «سرم حقیقت» عمل میکند و باعث میشود فرد بازدارندگیهایش را از دست بدهد، چیزهایی را بگوید که معمولاً نمیگوید و بعد آنها را فراموش کند.
در نهایت، کرول میفهمد که دارو دقیقاً همین اثر را روی او دارد و منابع پزشکی نیز این موضوع را تأیید میکنند که این اثر با علم واقعی همخوانی دارد.
چرا کرول بعداً زوشیا را با تیوپنتال سدیم تزریق میکند؟
«لطفاً، کرول» نشان میدهد که کرول فهمیده «پیوند» نمیتواند به او دروغ بگوید، اما «دیگران» میتوانند اطلاعاتی را پنهان کنند. تنها چیزی که کرول میخواهد بداند و زوشیا پنهان میکند. این است که «پیوند» چگونه معکوس میشود. چون بدن زوشیا هنوز از انفجار نارنجک در پایان قسمت سوم در حال بازیابی است، کرول از این نقطهضعف استفاده میکند و دارویی را که از بیمارستان دزدیده بود، وارد سرم وریدی او میکند؛ حالا با اطمینان بیشتر، چون قبلاً آن را روی خودش آزمایش کرده بود.
وقتی دارو اثر میکند، کاملاً مشخص است که زوشیا با تمام توان تلاش میکند اطلاعاتی را که کرول میخواهد، نگوید. مشکل این است که اتصال زوشیا به «پیوند» قطع نشده و او میتواند «دیگران» نزدیک را احضار کند تا کرول را از ادامهٔ کارش منصرف کنند. کرول مقدار دارو را اشتباه محاسبه کرده بود و وقتی زوشیا فرو میریزد، «دیگران». که کاملاً هوشیارند. هم در برابر پرسشهای کرول مقاوم میشوند و هم مشغول احیای زوشیا هستند که دچار ایست قلبی شده است.
اینکه کرول اول دارو را روی خودش امتحان میکند، یک چیز دیگر را هم ثابت میکند: او برای زوشیا اهمیت قائل است؛ فارغ از اینکه او را یک فرد ببیند یا بخشی از «پیوند». اگر برایش مهم نبود، بدون تردید جان زوشیا را به خطر میانداخت. علاوه بر این، وقتی زوشیا فرو میریزد، واکنش کرول نشان میدهد که زوشیا برای او خیلی بیشتر از یک پل ارتباطی با «پیوند» یا یک موش آزمایشگاهی است.
تازهترین تلاش شکستخوردهٔ کرول برای «درست کردن» دنیا، زمینهساز ادامهای عالی برای «پلوریبوس» میشود
کرول مهارت لازم برای آزاد کردن بشریت از «رضایت اجباری» حاصل از پیوند را ندارد، اما این مانع تلاشهایش نشده است. با این حال، هیچیک از نقشههای او تاکنون طبق برنامه پیش نرفتهاند. تلاشش برای گرد آوردن افراد «نپیوسته» تقریباً هیچ نتیجهای نداشت، و هر بار که با «دیگران» خیلی عصبانی میشود، تعداد زیادی از آنها میمیرند چون نمیتوانند احساسات شدید را پردازش کنند.
نقشهٔ کرول با «تیوپنتال سدیم» خلاقانهترین طرح او تا اینجا بود، اما آن هم اشتباه از آب درآمد و حالا اصلاً معلوم نیست قدم بعدی او چه خواهد بود. با پنج قسمت باقیمانده از فصل اول «پلوریبوس»، هنوز راه زیادی مانده تا سریال به یک نقطهٔ توقف مناسب برسد. تنها کاری که فعلاً میتوانیم انجام دهیم این است که حدس بزنیم کرول در ادامه چه خواهد کرد.
برگرفته از وینترایزکامینگ
