در نقد سریال فرام (From)، نگاهی مرحلهبهمرحله به سه فصل سریال «فرام» خواهیم داشت؛ از شکلگیری هراس و معرفی جهان داستان در فصل اول، تا تشدید بیامان فشارها و رنگباختن امید در فصل دوم، و در نهایت رسیدن به نقطهای تاریکتر و بیرحمانهتر در فصل سوم. این بررسیها تلاش میکنند بدون خلاصهگویی صرف، مسیر تکامل روایت، شخصیتها و رویکرد سریال به وحشت را واکاوی کنند؛ مسیری که «فرام» را از یک تجربه کنجکاویبرانگیز به یکی از شاخصترین سریالهای وحشت معاصر تلویزیون تبدیل کرده است.
نقد فصل اول سریال فرام (From)
نقد سریال فرام شبکه اپیکس یک سریال وحشتِ جعبهمعمایی پرشتاب و دندانتیز؛ عوامل پشت تازهترین سریال وحشت شبکه اپیکس، «فرام»، فهرست کمنامونشانی ندارند و همین از همان ابتدا انتظارات بالایی ایجاد میکند. جک بندر، تهیهکننده اجرایی آثاری چون «لاست»، «بازی تاجوتخت» و «آقای مرسدس»، کارگردانی سریال را بر عهده دارد؛ جف پینکنر، تهیهکننده اجرایی «فرینج»، «الیاس» و «لاست»، بهعنوان مدیر اجرایی سریال حضور دارد و جان گریفین، خالق «کریتر»، سازنده اصلی مجموعه است. بازیگران گروهی هم این ترکیب را کامل میکنند و نتیجه، سریالی جعبهمعمایی، مسحورکننده و کابوسوار است که کاملاً از پس وعدههایش برمیآید.

«فرام» وقت را تلف نمیکند و از همان ابتدا وحشت را بنا میگذارد؛ در سکانس آغازین، شهری دنج را میبینیم که پیش از فرارسیدن شب، با عجله پنجرهها و درها را میبندد. خیلی زود دلیلش را میفهمیم: دخترکی نیمهشب صدای ضربهای را از پنجره اتاق خواب طبقه دوم میشنود؛ پیرزنی که خود را مادربزرگ او معرفی میکند. پیامد این دیدار بهشدت خونین و تکاندهنده است. سپس به خانوادهای چهارنفره میرسیم که با یک کمپر در سفرند و ناگهان در همین شهر عجیب گرفتار میشوند. آنها تازهترینِ ساکنانی هستند که باید برای بقا خود را وفق دهند؛ هم با هیولاهایی که در تاریکی کمین کردهاند و هم با پدیدههای غریب و آزاردهندهای که این مکان مرموز را تسخیر کرده است.
شخصیتهای محوری، روایت فشرده و شبکه بیپایان پرسشها را استوار نگه میدارند. بوید استیونز با بازی هارولد پرینو، کلانتر شهر است؛ اما مسئولیت حفظ امنیت همگان و گرفتن تصمیمهای دشوار، سنگینی بزرگی بر جانش میگذارد. کِنی، معاون کلانتر با بازی ریکی هی، میکوشد هم در شهرک و هم در خانوادهاش آرامش را حفظ کند. دونا با بازی الیزابت ساندرز، زنی خشنتر و صریحتر، رهبری اردوگاه دیگر شهر را بر عهده دارد؛ فضایی اشتراکی با سبک زندگی هیپیوار. ویکتور با بازی اسکات مککورد، عجیبوغریب شهر است؛ ذهنش از آنکه بیش از همه در اینجا گرفتار بوده، دگرگون شده است. در کنارشان خانواده تازهوارد متیوز قرار دارند: جیم با بازی ایان بیلی، همسرش تَبیتا با بازی کاتالینا ساندینو مورنو، دختر نوجوانشان جولی با بازی هانا چرامی و پسرشان ایتن با بازی سایمون وبستر. خانواده متیوز فقط در حال یاد گرفتن قواعد این وضعیت عجیب نیستند؛ آنها با بستهای از تعارضهای درونی و رنجهای شخصی وارد ماجرا شدهاند.
هر شخصیت با روابط پیچیده فردی و درامهای خانوادگی همراه است؛ چیزی که فضا را زنده و باورپذیر میکند و بین رخدادهای فراطبیعی، جذابیت را حفظ نگه میدارد. بندر، پینکنر و گریفین در پرداخت این لایهها هم کم نمیگذارند. موجودات مرگبار و گرسنه تنها یکی از وجوه رازآلود ماجرا هستند و روشن است که «فرام» در دادن پاسخها شکیبا خواهد بود. هر پاسخی پرسشهای تازهای میزاید و شخصیتها موانع جدیدی میآفرینند که یا آنها را از نزدیک شدن به کشف حقیقت بازمیدارد یا به خونریزی ختم میشود. در این مکان، کنشها واقعاً میتوانند پیامدهای مرگبار داشته باشند.
تا اینجا، مقایسه «فرام» با «لاست» ساده و طبیعی است. هر دو حول گروهی از شخصیتها میچرخند که در مکانی رازآلود و دور از جامعه گرفتار شدهاند. هر دو روایتهایی جعبهمعمایی با ساختاری هوشمند و ریتمی روان دارند. این آشنایی شاید ذرهای از تازگی بکاهد، اما «فرام» بسیار عمیقتر وارد قلمرو وحشت میشود و هرگز از نمایش عناصر خونین عقبنشینی نمیکند تا نشان دهد در این جای کجومعوج، خطر تا چه اندازه بالاست.
اگر «فرام» همین سطح از روایتپردازی دقیق را حفظ کند و همچنان از وحشت برای بیشترین اثرگذاری بهره ببرد، بهسرعت میتواند به یک رویداد تلویزیونی بدل شود. تنها با گذشت چهار قسمت، سریالی است گیرا که تماشاگر را مشتاق میکند بداند بعدش چه میشود. از شخصیتهای پیچیده و صادقانهای که دلتان را به درد میآورند بهویژه پرینو و هی و گاهی هم کلافهتان میکنند بخشهایی از خانواده متیوز تا رشته پایانناپذیر رازها که با ترسهای واقعی قطع میشود. انگار بندر، پینکنر و گریفین، شخصیتهایشان را بیخبر به دلِ یک افسانه وحشت مدرن انداختهاند؛ افسانهای با دندانهای تیز که مستقیم به گلو میزند.1Bloody-Disgusting – EPIX’s “From” Review – A Propulsive Mystery Box Horror Series With Teeth
نقد فصل دوم سریال فرام (From)
نقد فصل دوم سریال فرام تشدید بیامان وحشت در حالی که امید در سریال جعبهمعمایی رنگ میبازد؛ فصل اول سریال وحشت پرشتاب شبکه امجیام پلاس، «فرام»، از همان ابتدا بیرحمانه به گلو زد و شدت خود را تا پایان حفظ کرد. این فصل با درهم شکستن سنگدلانه امیدِ شخصیتهای سرگشتهاش به اوج رسید؛ درست در لحظهای که اتوبوسی پر از چهرههای تازه از راه میرسید. فصل دوم «فرام» بدون اتلاف وقت شروع میشود و دقیقاً از همانجا که فصل نخست تمام شد ادامه میدهد تا رازها، درام و وحشت بیوقفه را چند برابر کند.
پس از دریافت هشداری درست همزمان با طوفانی ناگهانی که همه برنامههای گروه برای برقراری ارتباط با دنیای بیرون را نابود میکند، جیم متیوز با بازی ایان بیلی سراسیمه به خانه میدود تا همسرش تَبیتا با بازی کاتالینا ساندینو مورنو را نجات دهد؛ بیآنکه بداند او پیشتر به گودال عظیمی که زیر خانهشان دهان باز کرده سقوط کرده است. تَبیتا و ویکتور با بازی اسکات مککورد با ترس در تونلهای پر از هیولا در زیر زمین پیش میروند، در حالی که جیم با کمک دیگران میکوشد او را بیرون بکشد؛ درست همان لحظهای که خانه بر سرشان فرو میریزد.
در همین حال، دونا با بازی الیزابت ساندرز و کِنی، معاون کلانتر با بازی ریکی هی، تلاش میکنند تازهواردان بدبین را پیش از فرارسیدن شب کنترل کنند؛ وضعیتی که خلأ رهبریِ بهجا مانده از بوید با بازی هارولد پرینو را برجسته میکند؛ کسی که همراه با سارا، قاتل شناختهشده با بازی اِیوِری کنراد، عمیقتر به دل جنگل زده است. و این تازه آغاز دیوانگی و وحشت پیچاپیچ فصل دوم است؛ جایی که روحیه به پایینترین حد خود رسیده و امید، در بهترین حالت، لرزان و شکننده است.
جان گریفین، خالق سریال، به همراه جف پینکنر، تهیهکننده اجرایی و مدیر اجرایی سریال، و جک بندر، تهیهکننده اجرایی و کارگردان، بهندرت به شخصیتها مجال نفس کشیدن از هجوم مداوم خطر میدهند و بهنوعی انرژی پرشتاب بناشده در فصل اول را حتی بالاتر میبرند. اینکه چنین کاری با تکیه بر یک گروه بازیگری پرشمار و قدرتمند انجام میشود، تحسینبرانگیزتر است. تازهواردها با بازی نیتن دی. سیمونز، کیلن اوم، آنجلا مور، ایجی سیمونز و دبورا گروور، خوشبختانه دینامیک گروه را به نقطه صفر بازنمیگردانند؛ بلکه آن را ده برابر پیچیدهتر میکنند.

در میان تهدیدهای هیولایی که در تاریکی صبر کردهاند، فصل دوم دامنه رازهای فراطبیعی را گسترش میدهد؛ آنچه در جریان است، بسیار فراتر از دیدارهای شبانه موجودات گوشتخوار است. بوید همچنان در خط مقدم قرار دارد؛ با برخوردهای غافلگیرکنندهای که پرسشهای تازه میآفریند و همزمان، همتای فراطبیعی جذابی برای افشای بیماری پارکینسون او در فصل گذشته ارائه میدهد. زمان اکنون بیش از همیشه حیاتی است و خصلت عملگرای بوید با حس فوریتی همراه شده که او را آمادهتر میکند تا برای یافتن پاسخها، مرزهای اخلاقیاش را خم کند. خط داستانی بوید و بازی درخشان پرینو تا اینجا در مرکز توجه قرار گرفتهاند. پیامد انتخاب او برای بردن سارا به جنگل، بستر روایی پرباری میسازد که روابط بینفردیِ زمانیکهسختِ بازماندگان را بههم میریزد.
فصل دوم «فرام» راههای خلاقانه تازهای برای برانگیختن لرزه و هیجان پیدا میکند و موانع جدیدی را به تلاشی که از پیش هم برای بقا پیچیده بود میافزاید. هرچند وحشت میتواند بسیار شدید و بیامان باشد، اما تمرکز بر شخصیتهای سهبعدی آن را زمینگیر و باورپذیر نگه میدارد. اینکه بازماندگان چگونه میکوشند با مشکلات و موقعیتهای تازه و شوکهکننده کنار بیایند، به همان اندازه جذاب است که اینکه کدام چهره شومِ تازه آنها را آزار میدهد؛ از زندانیان مرموز و کودکان شبحگون ترسناک گرفته تا مرگهای هولناک و فراتر از آن. «فرام» با ترسهای نفسگیر و وحشتِ اکشن، کاوشهایش درباره انسانیت در آستانه فروپاشی تمدن را تشدید میکند. تاریکی دیگر فقط شهر منزوی را دربر نمیگیرد؛ بلکه به دلهای بازماندگان هم نفوذ کرده است.
پنج قسمت نخست فصل دوم پیام روشنی میدهند: نباید انتظار داشت «فرام» به این زودیها همه کارتهایش را رو کند. با این حال، ریتم تمامقد، خطرات بسیار بالا، وحشتهای رازآلود و گروه بازیگری فوقالعادهای که در نواحی خاکستری اخلاق کاوش میکنند، این فصل را به یکی از هیجانانگیزترین سریالهای وحشت بدل میکند؛ تجربهای که نباید از دست داد.2“Bloody-Disgusting – From” Season Two Review – Relentless Horror Escalates as Hope Diminishes in Mystery Box Series
نقد فصل سوم سریال فرام (From)
نقد فصل سوم «فرام» در فصل تازه و تیره، دیگر هیچ خط قرمزی باقی نمانده است. در سریال پرشتاب شبکه امجیام پلاس، «فرام»، هر قدم کوچکی که قهرمانان به جلو برمیدارند، با گامهایی فرساینده به عقب پاسخ داده میشود؛ هدیهای از سوی جعبهمعمایی مرموزِ وحشت. یا دقیقتر بگوییم، هرچه انسانها برای گریز از برزخ عجیبشان سختتر میجنگند، شرّ رازآلود بیرحمتر میشود و میکوشد پیش از بلعیدنشان، روحیهشان را در هم بشکند. و این شرّ در حال تکامل است. فصل سوم «فرام» بلافاصله از پایان فصل دوم آغاز میشود و اگرچه پنج قسمت نخست که برای منتقدان نمایش داده شده ما را به پاسخها نزدیکتر نمیکند، یک چیز قطعی است: در این فصل، وحشت دیگر کاملاً بیپروا شده است.
این فصل، زمان نقشی حیاتی دارد. آگاهی تدریجی از کمیاب شدن منابع، حالا به احتمال واقعی قحطی و گرسنگی بدل شده است. بوید با بازی هارولد پرینو با ساعت شنیِ شخصی خود نیز روبهروست: بیماریای که او را جسورتر کرده تا در تعقیب بیامانش برای نجات بازماندگان، دست به مقابله بزند. اما پیروزیای که فصل گذشته با نابودی دشمنی که زمانی شکستناپذیر تصور میشد به دست آورد، خشم هولناکی را برانگیخته است؛ آن هم درست در زمانی که روحیه جمعی از پیش در حال فروپاشی است و گروه بیش از قبل از هم میگسلد.
اوضاع وقتی بدتر میشود که هیچکس نمیداند تَبیتا با بازی کاتالینا ساندینو مورنو به دنیای واقعی بازگردانده شده و خانوادهاش را در نگرانی عمیق رها کرده است. جیم متیوز با بازی ایان بیلی دیوانهوار به دنبال او میگردد و همزمان به کِنی، معاون کلانتر با بازی ریکی هی، برای یافتن غذا کمک میکند. دونا با بازی الیزابت ساندرز همچنان میکوشد در میانه آشوب رو به افزایش و درگیریهای غیرقابل پیشبینی، صلح را حفظ کند؛ اما شانس بقا روزبهروز کمتر میشود و موجودات، از رنج انسانها لذت میبرند.
برای تأکید بر اینکه دیگر هیچ ملاحظهای در کار نیست، قسمت نخست فصل سوم «فرام» با سکانسی خیرهکننده و قدرتمند از وحشت به اوج میرسد؛ صحنهای که لرزه بر جان میاندازد. لحظهای بیرحمانه از تلافی، بوید را در بند میگذارد و وادارش میکند شاهد امری ناگفتنی باشد. دوربین به چهره پرینو نزدیک میشود و اجازه میدهد بازی او تمام بار این عمل جانخراش را به دوش بکشد، در حالی که فریادها و صداهای دلخراشِ بیرون از قاب به گوش میرسد. پیامد این واقعه به همان اندازه هولناک است که سریال پیشتر بنا نهاده بود، اما اعتماد سازندگان به تخیل تماشاگر، در کنار بازی دلخراش پرینو، این تراژدی استخوانسوز را عمیقتر و مؤثرتر میکند. مرگی بزرگ که در پی آن رخ میدهد، فقط مهر تأییدی است بر اینکه موجودات تا پیش از این، با بازماندگان مدارا میکردهاند. پیام کاملاً روشن است: اوضاع قرار است بسیار بدتر شود.

جان گریفین، خالق سریال، به همراه جف پینکنر، تهیهکننده اجرایی و مدیر اجرایی، و جک بندر، تهیهکننده اجرایی و کارگردان، در فصل سوم اندکی دنده عوض میکنند. با تشدید وحشت و انباشته شدن موانع که حالا کاملاً در مرکز توجه قرار گرفتهاند جا برای لحظههای آرام شخصیتمحور کمتر شده است. بوید، بهواسطه نیروی شخصیتی و شتاب رواییاش، چنان محرک اصلی داستان است که برخی شخصیتهای فرعی در نیمه نخست فصل، کار چندانی برای انجام دادن ندارند. همهچیز به جابهجایی حسابشده مهرههای شطرنج میماند؛ در خدمت تعمیق رازها و طعنههایی از پاسخها. روشن است که پیامدهای فاجعهبار قسمت اول در سراسر فصل طنین خواهد انداخت، اما چگونگیاش هنوز نامعلوم است.
در کنار خط داستانی بوید، یکی از جذابترین مسیرهای روایی فصل تا اینجا به تَبیتا تعلق دارد. او با جعبه ناهار قدیمیای که ویکتور مهربان با بازی اسکات مککورد به او داده، در سفری تازه میافتد و نومیدانه میکوشد راهی برای بازگشت به خانوادهاش بیابد. این سفر بیشترین ظرفیت را برای رسیدن به پاسخها در خود دارد و همزمان با معرفی رابرت جوی، چهره تازه سریال، عمق و تنش بیشتری به داستان میافزاید.
حتی با وجود رازهایی که همچنان سرسخت و پیچیدهاند، گریفین و پینکنر خوب میدانند چگونه ما را پای سریال نگه دارند. حتی وقتی مأموریت مرکزیِ گریز از این جهنم متوقف به نظر میرسد، سازندگان راههای خلاقانه تازهای برای ترساندن و دگرگون کردن شیوه وحشت پیدا میکنند. فصل گذشته، شرّ به آسمان رفت و انبوهی چندشآور از حشرات گوشتخوار را معرفی کرد. این فصل پرده را کمی کنار میزند و بینشی بیشتر از سازوکار نیروهای عجیب و فراطبیعیِ در کار میدهد؛ و بهطور مشخص روشن میشود که پشت دشمن، هوشی تاکتیکی و هراسانگیز نهفته است.
در فصل سوم، خطوط نبرد هرچه محکمتر ترسیم میشوند و جنگ برای بقا به حمامی خونین و حماسی خواهد انجامید. به لطف گروه بازیگران با رهبری همیشگی و درخشان هارولد پرینو بهراحتی میتوان «فرام» را در هر مسیر تاریکی که میخواهد ما را به آن بکشاند دنبال کرد؛ هرچقدر هم که آن مسیر پیچاپیچ و سهمگین باشد.3Bloody-Disgusting – “From” Season 3 Review – The Gloves Are Fully Off in Grim New Season
منابع
- 1
- 2
- 3Bloody-Disgusting – “From” Season 3 Review – The Gloves Are Fully Off in Grim New Season

سلام و عرض ادب
مطلب خیلی کامل بود و دقیقاً چیزی بود که دنبالش بودم.
من خودم مدتیه روی این موضوع کار میکنم و نکتههایی که گفتید جدید بود برام.
اگر ممکنه بازم از این موضوع محتوا بذارید دمتون گرم!