از اینستاگرام پادان دیدن کنید Padan's Instagram

نقد «نارنجک» قسمت سوم سریال پلوریبوس؛ داستان کرول مکث می‌شود اما متوقف نه!

زمان مطالعه: 1 دقیقه

جدیدترین قسمت سریال اپل تی‌وی کمی مکث می‌کند تا اطرافش را بهتر نگاه کند. قسمت سوم فصل اول «پلوریبوس» با نام «نارنجک» تغییر ریتم قابل توجهی نسبت به دو قسمت ابتدایی سریال پلوریبوس دارد. هرچند همچنان نگاهی جذاب به آخرالزمان عجیب و نسبتاً آرام پلوریبوس ارائه می‌دهد، اما یک حس آرامش ناآرام بر داستان حاکم است؛ آرامشی که شاید از ابتدا مقدر بود فروبپاشد.

نقد قسمت سوم پلوریبوس

بعد از آنکه دو قسمت اول با نام‌های «ما خودِ ماییم» و «بانوی دزد دریایی» همزمان در اپل تی‌وی پخش شدند، من پیش‌بینی کردم که «پلوریبوس» برای حفظ اجرای بی‌نقصش به مشکل خواهد خورد. و به‌نظر من، خیلی سریع این پیش‌بینی درست از آب درآمد. «نارنجک» مطلقاً قسمت بدی نیست، اما به خاطر شروع بسیار قوی سریال، کمی ضعیف‌تر از واقعیت به نظر می‌رسد.

«نارنجک» حتی برای استانداردهای وینس گیلیگان هم ریتمی بسیار آهسته دارد

مجموعه «بریکینگ بد» همچنان بزرگ‌ترین پروژه وینس گیلیگان است، و بسیاری از نشانه‌های آشنا از آن مجموعه برنده جوایز، وارد پلوریبوس هم شده‌اند. گیلیگان سبک کارگردانی بسیار مشخصی دارد که همیشه آثارش را با آن مُهر می‌زند. یکی از بزرگ‌ترین نشانه‌های اینکه یک قسمت را گیلیگان ساخته، این است که احتمالاً با روایتی کم‌شتاب طرف هستید.

وقتی می‌گویم «کم‌شتاب»، منظورم «حوصله‌سربر» نیست. سازنده و شورانر پلوریبوس استعداد فوق‌العاده‌ای در بیان حجم زیادی از معنا با سکوت و گفت‌وگوی کم‌حجم دارد. این مهارت ناملموس در اجرای «نارنجک» کاملاً مشهود است. بااین‌حال، گاهی تعادل این رویکرد آرام کمی به هم می‌ریزد؛ نماها بیش از حد طول می‌کشند یا فاصلهٔ بین دیالوگ‌های کمِ موجود کمی زیادی طولانی می‌شود.

به‌جز چند لحظه کلیدی. مثل فلش‌بک نروژ در افتتاحیهٔ بسیار سرد قسمت. گفت‌وگوی رفت‌وبرگشتی کمتر از معمول است. همین موضوع باعث می‌شود زمانی که کارول واقعاً فرصت گفت‌وگو پیدا می‌کند، تأثیرش چند برابر شود. شاید لازم بوده این عناصر کنار هم قرار گیرند تا این قسمت شکل بگیرد، اما کمی از کیفیت اثر کم می‌کند.

نقد قسمت سوم پلوریبوس
نمایی از فلش‌بک فیلم، هلن و کرول به هتل یخی می‌روند

مهم‌ترین صحنه کارول تاکنون در «نارنجک» اتفاق می‌افتد

از یک زاویه دید، «کارول استورکا» با بازی «ری سیهورن» زنی شدیداً خودمحور به نظر می‌رسد. او به‌جای پذیرفتن صلح جهانی که جهان را فرا گرفته، فعالانه به دنبال راهی برای پایان دادن به ذهن‌واحد انسانی است. «پیوستن» او را می‌ترساند و عصبی می‌کند، با اینکه همه می‌گویند این تجربه فقط سرشار از آرامش است. اصرار کارول بر بازگرداندن جمعیت زمین به حالت قبل، خط اصلی داستان پلوریبوس است و به‌خوبی چیزی را نشان می‌دهد که بسیاری آن را خودخواهی کارول می‌دانند.

این ویژگی شخصیتی در «نارنجک» کاملاً در مرکز توجه قرار می‌گیرد؛ جایی که در یک سکانس شش‌دقیقه‌ای، کارول وارد یک فروشگاه مواد غذایی خالی می‌شود. فروشگاهی که پس از «پیوستن» رها شده چون توزیع غذا متمرکز شده است. کارول با استناد به «استقلال»، درخواست می‌کند که تمام اجناس به فروشگاه بازگردانده شوند. صحنه بسیار زیبا فیلم‌برداری شده و بازی چهرهٔ فوق‌العاده سیهورن نشان می‌دهد که کارول چقدر از صدور چنین دستور خودمحوری پشیمان است.

نقد قسمت سوم پلوریبوس
کرول درخواست می‌کند همه اجناس به فروشگاه برگردند

اینکه این صحنه قرار است تلنگری جدی برای کارول باشد یا نه، فوراً مشخص نیست. اما با توجه به علاقهٔ گیلیگان به شخصیت‌هایی که بارها و بارها ضعف‌های خود را نادیده می‌گیرند تا وقتی خیلی دیر شده باشد، می‌توان حدس زد که کارول فعلاً از کاری که کرده چشم‌پوشی می‌کند و صرفاً از رسیدن به خواسته‌اش راضی است. شاید مانند صحنه‌ای که «زوسیا» (کارولینا ویدرا) کارول را از «نارنجک» نجات می‌دهد اکشن‌محور نباشد، اما قطعاً جزو نقاط اوج قسمت است.

«نارنجک» از جهان‌سازی پلوریبوس کم می‌کند، اما دلیلش قابل فهم است

بسیاری از طرفداران بریکینگ بد که برای تماشای پلوریبوس آمده‌اند احتمالاً شوکه و حتی کمی سردرگم شده‌اند. علمی‌تخیلی سلیقهٔ همه نیست، و برخی از طرفداران گیلیگان که از دنیای جنایی او آمده‌اند شاید احساس کرده باشند که نیاز به توضیح ساده‌تری از جهان عجیب سریال دارند. از طرف دیگر، سریال نمی‌تواند بیش از حد وقت روی معرفی ایدهٔ خاصش بگذارد، وگرنه زمانی برای روایت داستان نمی‌ماند.

خوشبختانه، پلوریبوس راهی متعادل برای جذب مخاطبانی پیدا کرده که هم اهل علمی‌تخیلی هستند و هم نیستند، هرچند همچنان حجم زیادی اطلاعات برای توضیح وجود داشت. تا قسمت «نارنجک»، یا همه چیز برای فهم جهان سریال جا افتاده، یا اطلاعات جدید فقط زمانی اضافه می‌شود که داستان لازم بداند.

نتیجهٔ این رویکرد این است که جهان پلوریبوس خیلی سریع آشنا می‌شود، و ایدهٔ عجیب و جذاب سریال بخشی از تازگی خود را از دست می‌دهد. «نارنجک» چند نکتهٔ تازه درباره «پیوستن» و نحوهٔ کارکرد جامعهٔ جدید انسان‌ها می‌آموزد، اما یاد گرفتن این اطلاعات دیگر به اندازه قبل نفس‌گیر نیست.

گرچه این موضوع شاید طرفداران دوآتشهٔ علمی‌تخیلی را ناامید کند، اما فرصت می‌دهد آن چیزی که طرفداران بریکینگ بد دوست داشتند. یعنی پویایی روابط شخصیت‌ها. بیشتر بدرخشد. و با وجود تمام ضعف‌های کوچک «نارنجک»، تعاملات کارول با شخصیت‌های دیگر همچنان جذاب و دیدنی است.

نمره قسمت: B- (معادل خوب رو به متوسط)

نقدی از دنیل بیبی از سایت وینترایزکامینگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *