با اینکه قسمت چهارم در نوع خود عالی است، «پلوریبوس» هنوز کمی در تلاش است تا به قدرت قسمت دوگانهٔ آغازین و مخصوصاً قسمت اول سریال برسد. با این حال، بیشتر «لطفاً، کرول» معطوف به کشف نحوهٔ کارکرد «آخرالزمان آرام» در پلوریبوس است و این موضوع بهخوبی به قسمت خدمت میکند. در ادامه، افشای کامل داستان قسمت چهارم فصل اول «پلوریبوس» با عنوان «لطفاً، کرول».
«فلشبک» ابتدای «لطفاً، کرول» تغییر ریتمی عالی برای «پلوریبوس» است
برخلاف «بریکینگ بد» و «بهتره با سال تماس بگیری»، که بزرگترین پروژههای «وینس گیلیگان» سازندهٔ «پلوریبوس» محسوب میشوند، این سریال علمیتخیلی اپل یک گروه بازیگران سنتی و گسترده ندارد. در حالی که آن مجموعههای جنایی بین شخصیتهای مختلف جابهجا میشدند، «پلوریبوس» تاکنون عمدتاً همراه «کرول استورکا» با بازی «ری سیهورن» بوده است. ده دقیقهٔ ابتدایی «لطفاً، کرول» بزرگترین فاصله از این سبک روایت است.
سردی آغازین قسمت چهارم حول یک شخصیت «جدید» به نام «مانوسوس» با بازی «کارلوس مانوئل وسگا» میچرخد. ابتدا اینگونه القا میشود که شاهد زندگی یکی دیگر از افراد «نپیوسته» هستیم، اما خیلی زود مشخص میشود که این صحنه یک فلشبک جزئی به زمانی است که کرول در قسمت قبلی، «نارنجک»، سعی کرد با او ارتباط بگیرد.

تماشای این صحنه از زاویهٔ دیگر بسیار جالب است و حتی تعجب کردم که چرا انتظارش را نداشتم. با نگاه به گذشته، معرفی آرام او در «نارنجک» همیشه قرار بود به حضور پررنگتر او منجر شود، و جالب است ببینیم چگونه او در برابر «دیگران» مثل نسخهای شدیدتر از کرول رفتار میکند. علاوه بر این، یادداشتبرداری او از نام کرول زمینهساز ملاقات حتمی آنها در قسمتهای بعد خواهد بود.
یک صحنه در «لطفاً، کرول» بهطور کامل نشان میدهد که «پلوریبوس» حاضر نیست با مخاطب مانند آدم ناآگاه برخورد کند
جستوجوی ساختگی کرول برای یافتن «هروئین» که ناخواسته به دست آوردن واقعی آن را هم در پی دارد — بخشی از نقشهٔ پنهان او برای فریب «زوشیا» (با بازی «کرولینا ویدرا») و گرفتن اطلاعات دربارهٔ امکان معکوس کردن «پیوند» است. پس از آنکه کرول در ابتدای قسمت متوجه میشود این کار شدنی است، تمرکز او بر اینکه چگونه انجامش دهد بیشتر میشود.
صحنههایی که او «تیوپنتال سدیم» را از داروخانهٔ بیمارستان برمیدارد و سپس آن را روی خودش آزمایش میکند، بهتدریج نقشهٔ او برای استفاده از این دارو روی زوشیا را آشکار میکنند، بدون اینکه هیچکدام از اینها مستقیم برای مخاطب توضیح داده شود. دنبال کردن این روند آسان نیست، اما قسمت با سرعت مناسب، اطلاعات لازم را منتقل میکند.
استفادهٔ کرول از «تیوپنتال سدیم» روی زوشیا بهعنوان یک «سرم حقیقت» بداهه، یک اشارهٔ ظریف به قسمت «نارنجک» محسوب میشود، زمانیکه کرول فهمید نوشیدن الکل توسط یکی از «دیگران» همهٔ جمع پیوسته را مست نمیکند. بنابراین کاری که در ابتدا شبیه یک رفتار دوستانه بود، حالا معلوم میشود که بخشی از نقشهٔ بزرگتر کرول برای بازگرداندن بشریت به وضعیت قبل بوده است. و باز هم سریال این موضوع را بیآنکه بهوضوح بگوید، به بیننده واگذار میکند.
صحنهٔ پایانی قسمت چهارم «پلوریبوس» غیرممکن میکند حدس بزنیم کرول بعداً چه خواهد کرد
کرول در قسمت چهارم بیشترین پیشرفتی را که تاکنون داشته، تجربه میکند: شناخت بیشتر دربارهٔ میزان صداقت همیشگی «دیگران»، نحوهٔ کارکرد «پیوند»، و اینکه چگونه میتواند از این اطلاعات بهره ببرد. مسیر رسیدن به پایان فصل اول کموبیش قابلتشخیص شده بود، اما ناگهان با فروپاشی زوشیا، کرول پشیمان و نگران کسی میشود که تنها «دوست» او در این جهان جدید بوده است.
اکنون کرول نهتنها نمیتواند «پیوند» را برهم بزند، بلکه حتی قادر نیست برای یافتن راههای جدا کردن افراد از ذهناشتراکی، آزمایشی انجام دهد تا شاید متحدانی ــ حتی موقت پیدا کند. هرچند «مانوسوس» قطعاً نقش مهمتری در ادامهٔ داستان خواهد داشت، اما فاصله و مانع زبانی میان او و کرول همکاری آنها را دشوار میکند. بنابراین با اینکه «لطفاً، کرول» قویترین قسمت سریال نیست، بهترین لحظهٔ پایانی را دارد.
امتیاز قسمت: ب+
برگرفته از وینترایزکامینگ
